بازتاب فردا:
یادداشت به قلم ثارالله آذریتون/ ایستاده در سپیدی
این تصویر را باید فراتر از یک قاب احساسی دید.
اینجا با سندی روبهرو هستیم که امنیت را نه در واژهها،بلکه در انتخاب انسانها معنا میکند.
پیکری آرام گرفته در دل سرما، در نقطهای که طبیعت و مأموریت به هم رسیدهاند و نشان میدهند دفاع همیشه در شرایط ساده اتفاق نمیافتد.
برف، عنصر غالب تصویر است اما نه بهعنوان زیبایی بصری،بلکه بهمثابه فشار شرایط.
اما در میان این سرمای انباشته،آنچه توجه را جلب میکند، پیوندی است که هنوز گسسته نشده،پیوند میان مسئولیت حرفهای و تعهد انسانی.
این قاب بهروشنی میگوید که امنیت، پروژهای اداری نیست، بلکه نتیجه تصمیمهایی است که با جان امضا میشوند.
.
نشانههای هویتی بر لباس، کارکرد نمادین صرف ندارند.
آنها امضای پای یک تعهدند،تعهدی که از آسایش عبور کرده و به ماندگاری رسیده است.
مرز در این تصویر، خط روی نقشه نیست.
مرزِ میان تماشا و مشارکت است، میان ماندن و ایستادن.
این قاب، روایت فقدان نیست، روایت انتقال معناست. معنایی که میگوید امنیت ساخته نمیشود، مگر توسط کسانی که خودشان را در اولویت قرار ندادهاند.
ثارالله آذریتون
















