تاریخ : سه شنبه, ۸ آذر , ۱۴۰۱ 6 جماد أول 1444 Tuesday, 29 November , 2022
9
به نگارش

انسانی که انسان را از بودن خویش خرسند می ساخت!!

  • کد خبر : 2565
  • ۰۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۱
انسانی که انسان را از بودن خویش خرسند می ساخت!!

به گزارش”بازتاب فردا ”؛ “محمود منطقیان” چهره فرهنگی کهگیلویه در رثای “دکتر غضنفر دژمان” دست به قلم شد؛

ای نازنین دلها ؛ تو از کدامین قبیله ای که همه قبیله ها به سوگ تو نشسته اند!؟

 

به گزارش”بازتاب فردا ”؛ “محمود منطقیان” چهره فرهنگی کهگیلویه در رثای “دکتر غضنفر دژمان” دست به قلم شد؛

اکنون آن همه آه که مردم از دل کشیده اند،ابری شده است برفراز شهر و آسمانی ساخته اند از دود دلهای دردمند….راز دوست داشتن تو این بود که نگاه هایت،خنده هایت و گامهایت همه طعم زندگی داشت و انسان را از بودن خویش خرسند می کرد.
سیاهی از نگاه تو می رمید و زندگانی را باحس خوب خویش معطر می کردی.
نگاه و خنده های تو علاج گرفتگی و دلمردگی نسلی بود که به سختی ها خو گرفته بودند.
تبسم تو بارانی بود که ریشه ی زردی و پژمردگی را می خشکاند و بهار را در همه فصل ها بارور می کرد.
تو درختی بودی که طراوت و سایه و میوه ات آرام بخش هر رهگذر و مسافر دل خسته ودل شکسته بود.
ای دوست و همدم آدمهای تشنه شادی و خرسندی!!!
هرچند تو در رفتن شتاب کردی،اما منتظران زیادی چشم به راه باز آمدنت بودند، چرا که باران را کسانی چشم در راه بودند که از تشنگی و خشکیدن و زردی گلها و رخسارها بیم داشتند وبه همین روی تو را به بازآمدن و ماندن فرا می خواندند و این خیل چشم به راه و دست به آسمان کم نبودند.
ای کبوتر خوش بال زندگی، هرچند نا باورانه و نا به هنگام کوچیدی اما خاطره هایت چون بارانی برای آب دادن در خاطر اهل دل خواهد ماند و باغ زندگانی را آبیاری خواهد کرد.
یادت همیشه زنده باد.

………………
همدم و هم یارکو
مونس دیدار کو
شمع شب تارکو
یارمن و غارکو
دوست وفادار کو
خنده آن یارکو
جلوه دیدارکو
دکتر همیار کو

چاره دردمن است
سر به بیابان دهم
بگذرم از هرچه هست
کار جهان وانهم

اهل وفا را چه شد
مرد صفا را چه شد
دوست خدا را چه شد
مونس مارا چه شد
درد و دوا را چه شد
جان و شفا را چه شد
دکتر ما را چه شد
راه نما را چه شد

چاره درد من است
سربه بیابان دهم.
بگذرم از هرچه هست
کار جهان وانهم.

دکتر خوش خوی رفت
بلبل خوش گوی رفت
همدم گلبوی رفت
یار وفا جوی رفت
رونق هرکوی رفت
آن مه خوش روی رفت
عاشقِ الگوی رفت
سرو لب جوی رفت
آن شه دلجوی رفت
مونس یک روی رفت

چاره درد من است
سربه بیابان دهم
بگذرم از هرچه هست
کار جهان وانهم.

منطقیان
۱۴۰۰/۳/۳

لینک کوتاه : https://baztabfarda.ir/?p=2565
  • ارسال توسط :
  • دیدگاه‌ها برای انسانی که انسان را از بودن خویش خرسند می ساخت!! بسته هستند

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.